۱۳۸۷ مهر ۲۴, چهارشنبه

معرفی کتاب نمایش در ایران



نمایش در ایران نام اثر پژوهشی دیگری است از استاد بهرام بیضایی. اثری که به گفته استاد در پیشگفتار کتاب، از سال 1339 تا 1344 مشغول آن بوده است و برای اولین بار در سال 1344 چاپ شده است. کتاب، همانگونه که از نامش پیداست درباره تاریخ نمایش و گونه های نمایشی ایران است. هرچند در این زمینه اطلاعات زیادی در دسترس نویسنده نبوده و بسیاری از مطالب موجود در کتاب بر اساس حدس و گمان و شاید و احتمالا بوده است. با این حال ناشر کتاب، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، در قسمت توضیحات ناشر چنین آورده که "هنوز هیچ اثر دیگری چنین کامل و جامع درباره‌ی نمایش در ایران نوشته نشده و چند اثری که اینجا و آنجا منتشر شده، گرته برداری ناقص از این اثر ماندگار استاد است."
کتاب نمایش در ایران، حدود 200 صفحه و شامل دو بخش اصلی است. یکی نمایش های پیش از اسلام و دیگر نمایش های پس از اسلام. بخش اول کوتاه‌تر است. احتمالا به دلیل دوری زمانی و منابع و دانش اندکی که در مورد آن وجود دارد. بخش دوم گرچه بلندتر است اما همچنان نبود اطلاعات کافی در آن نمود دارد.
دربخش اول ،نمایش های پیش از اسلام، نویسنده نخست به ریشه‌ها و پیدایش هنر نمایش اشاره می‌کند و سپس رفتارهای نمایشی ایرانیان را بر اساس منابع و نشانه های موجود، معرفی نموده. از جمله رقص های آیینی ستایش، سیاوش خوانی، مراسم مغ کشی، جشن برنشستن کوسه و غیره.
در بخش نمایشهای پس از اسلام، نویسنده در چهار زیربخش نقالی، نمایشهای عروسکی، تعزیه و نمایش‌های شادی‌آور به تفصیل به هر یک از این گونه های نمایشی پرداخته است.
ضمن توصیه برای خواندن این کتاب به دوست داران نمایش و تاریخ و فرهنگ ایران، در ادامه گزیده ای از بخش های کتاب و سخنان استاد را آورده ام:

"نمایش در آغاز از تحول رسم ها و نیایشهای مذهبی بیرون آمد، و وقتی به جایی رسید که دیگر رسم و نیایش نبود باز همواره نیازمند دستگاه دین و بیت المالش بود." مقدمات،ص13

"دین های یک خدایی _مثل دین زرتشتی و یا اسلام که ما داشتیم_ کمتر از دین های چندخدایی _آنچنان که در هند و یونان_ بود روحیه ی نمایش پذیری داشته اند. در دین های یگانه پرست حالت مطلق خدا و صورت ناپذیری او اولین تصورهای تجسم بخشیدن به ماوراء طبیعت را نفی می‌کند. ولی در دین های چندخدایی حالت انسانی تر خدایان و روابط شبه انسانی آنها با یکدیگر و حتی گاه هبوط تفنی شان به میان مومنان راهی گشوده و خیال انگیز است." مقدمات،ص13

"چیزی که همیشه یک جوینده آثار نمایشی ایران باستان انتظار دارد این است که از آن روزگار دستنویس نمایشنامه‌ای بیابد و این انتظار با دانستن اینکه پایه‌ی نمایش ایران عوام بوده اند نابجا است. زیرا اساس نمایش‌های نمایشگران عامی _که دانش نوشتن نداشتند_ بداهه گویی و آفرینش حضوری بوده است نه نسخه های از پیش آماده شده، و این نمایش‌ها سینه به سینه و نسل به نسل با تغییراتی تکرار می‌شده است تا روزی فراموش شود." نمایشهای پیش از اسلام،ص47

"ضربه‌ی مهم را از رواج افتادن قهوه‌خانه ها وارد کرد. قهوه‌خانه که روزگاری محل نشست و برخاست مردمی از طبقه‌های گوناگون بود و نمایشخانه ای برای این بازی‌ها، بر اثر غلبه‌ی روال‌های تازه به تدریج شور و زندگی خود را از دست داد و بازیگرانش پراکنده شدند. وضربه‌ی قطعی را تغییر سلیقه ها، زیرا سنتی است در اینجا که اگر بخواهند چیز تازه‌ای را بدست بیاورند، اول آنچه دارند از دست می‌دهند و بعدهم آن چیز تازه را به دست نمی‌آورند. بگذریم." نمایشهای عروسکی،ص108

"قلم قاصر نویسنده که سعی دارد به نحوی از پیچ و خم‌های موانع رسمی بگریزد و ردپایی به جا نگذارد معلوم می‌کند که او سوابقی از نظر نگارش متن در پشت سر نداشته است، و این سوال پیش می‌آید که آیا همین متن نداشتن نمایشها و سنت فی‌البداهه بازی کردن که هزار و اند سال سابقه‌اش روشن است راستی خود یک نوع فرار از این موانع و گم کردن ردپا نبوده است؟" نمایش‌های شادی‌آور،ص183

"امروزه هنوز چند پیرمرد هستند که در طول خیابان سیروس بالا و پایین می‌روند و کسی نمی‌داند که اینها روزگاری قوی‌ترین بازیگران نمایش‌های شادی آور ایران بوده‌اند." نمایش‌های شادی‌آور،ص200

"از یکی دو قرن پیش غرب با قیافه‌ای مهاجم و مستعمره‌چی و صادرکننده و غیره به شرق روکرد. در این برخورد خودش مبهوت منابع عظیم سنتی و عرفانی و فرهنگی شرق شد و شرق را هم مبهوت نیروی آتشبار و تبلیغات و مدنیت صنعتی خود کرد. هرکدام از طرفین با اقتباس‌هایی از یکدیگر به جبران کمبودهای خود پرداختند، ولی این مبادله درهمه جا به یک میزان و همسنگ صورت نگرفت. چند کشور شرقی مثل ایران _ که همیشه در برابر ضعیف بیش از اندازه قدرت نمایی می‌کرده است و در برابر قوی بیش از اندازه ضعف نشان می‌داده است _ در این میانه اتکای به خود را فراموش کردند.
...
غرب که شناخت شرق را از چند قرن پیش آغاز کرده بود، در آنچه گرفت دقت نظری به خرج داد و آن را از صافی شخصیت و فکر انتخابی و انتقادی خود گذراند و با روحیه و بینش و مسائل خود تطبیق داد و عاقبت از آن عنصری غربی بیرون آورد." سرانجام،ص207

"امروزه مراجع برخی اسلوبهای نمایشی فرنگی مثل "تئاتر پیشرو" ، نمایشنامه‌های "ضدنمایش"، "تئاتر مهمل" و یا "فاصله گذاری" را می‌توان طی ارزیابی دقیقی در منابع چینی و ژاپنی و هندی و ایرانی و حتی هندوچینی نشان داد." سرانجام،ص208

۲ نظر:

سولوژن گفت...

این «. هرچند در این زمینه اطلاعات زیادی در دسترس نویسنده نبوده و بسیاری از مطالب موجود در کتاب بر اساس حدس و گمان و شاید و احتمالا بوده است» یعنی چه؟ یعنی با یک اثر تخیلی مواجه‌ایم؟ چرا چنین اثری اصلا ارزش خواندن دارد؟

paspars گفت...

منظور من از اين جمله اين بود كه نويسنده گاه در مورد موضوعي مدرك مستقيم و صريح در دست نداشته و مجبور به استنتاج شده. مثلا از روي تشابهات نمايش برنشستن كوسه و مير نوروزي احتمال داده كه اولي بايد نياي دومي باشد. اما هيچ كجا مدركي دال بر اين موضوع نيافته است. موضوعات از اين دست در كتاب كم نيست.
همانطور كه گفتم در مورد تاريخ نمايش ايران به دليل وابستگي اش به عوام تاريخ مكتوبي به ما نرسيده. در چنين وضعي به نظرم كار استاد ارزشمند است كه همين اندك مدارك موجود را يكجا جمع كرده و نگذاشته كه بيشتر فراموش شوند.
نويسنده در مورد مطالب خود هرجا مدركي در دست بوده ذكر كرده. مثلا در مورد نمايش هاي عروسكي و اصطلاحات قديم آن به اغلب منابع و اشعاري كه از آنها اسم برده شده اشاره كرده. يا در مورد نمايش هاي باستاني از كتيبه ها و نقش هاي موجود سود برده و آنها را ذكر كرده است.
در جاهايي هم كه مجبور به استنتاج و نتيجه گيري هاي شخصي شده اين مساله را صريحا بيان كرده.
به هرحال به نظرم قطعا اين كتاب ارزش خواندن را دارد.