۱۳۸۶ آذر ۱۴, چهارشنبه

راه و رسم كاسبي

خياباني شلوغ و پلوغ . روز
مردي با موچين ، از صندوق صدقات اسكناس هايي را كه كامل در صندوق نيفتاده بيرون مي كشد.

ميدان تجريش. شب
مردي كنار خيابان نشسته. سنتوري جلوي خود گذاشته و چنان مي نوازد كه بيا و ببين. اين آقاي هنرمند، گمان نمي كنم كه تا به حال "دو ر مي فا سل لا سي" حتي به گوشش هم خورده باشد. با اين حال دلنگ دلنگ روي سنتور مي زند و صداهايي در مي آورد. از ريتم نواختنش حدس مي زنم كه احتمالا دارد در دلش، ترانه "بابا كرم، دوست دارم" را زمزمه مي كند.
جلوي او هم پارچه اي پهن است و روي آن كلي اسكناس و پول خرد ريخته شده. نمي دانم آيا واقعا مردم هنرپرور اينها را برايش ريخته اند يا او براي بازار گرمي و گول ماليدن سر خلايق چنين تمهيدي انديشيده است.

۱ نظر:

علی گفت...

این که چیزی نیست. این نوع کاسبی رایج است.
باور نمی کنی، چند روز پیش کسی دفتر ما آمده بود، دفتری راه انداخته بود پارسال و در آن ثبت نام کنکور می کرد! یعنی برای داوطلبان وارد سایت سازمان سنجش می شد و ثبت نام می کرد، فقط در عرض چند روز 5000 نفر را ثبت نام کرده و از هر کدام نفری 5000 تومان گرفته بود! کاسبی از این بهتر چه می خواهی!؟
همین!