۱۳۸۶ شهریور ۱۸, یکشنبه

یادداشتی بر Ratatouille

ترجمه یادداشت راجرابرت بر فیلم انیمیشن راتاتویی
براي تعداد زيادي از فيلم هاي انيميشن، دنباله ساخته شده است كه از مهمترين آنها مي توان "شرك" را نام برد. اما "راتاتويي" به كارگرداني "براد برد" اولين آنها است كه براي ديدن دنباله اش اشتياق دارم. قهرمان اين انيميشن ، موش صحرايي كوچكي به نام "رمي" است و آنقدر دوست داشتني، مصمم و نابغه هست كه دوست دارم بدانم حالا كه بر قله آشپزي فرانسوي ايستاده، در قسمت هاي بعد چه اتفاقي برايش خواهد افتاد. به نظرم تلاش او فقط براي رسيدن به مقام نيست.
رمي عضو يك خانواده بزرگ موش هاي صحرايي است كه ميان قوطي هاي آشغال در فاضلاب هاي حومه پاريس زندگي مي كنند. همانطور كه از يك موش صحرايي انتظار مي رود. پدر رمي،جانگو، دستور مي دهد كه "آشغالهاتان را بخوريد". او يك پدر با محبت است. موش ها از خانه دنج خود در سقف آشپزخانه يك خانه روستايي رانده مي شوند و با جريان سيل در فاضلاب روان مي شوند. اين صحنه ها براي بينندگاني در حال نمايش است كه همه از موش صحرايي متنفر هستند ( كسي هست كه ادعا كند از موش صحرايي خوشش مي آيد؟).
آنها كه در مكتب ويكتورهوگو دانش آموخته اند، مي دانند كه ژان والژان در بينوايان به اين دليل صيد خوبي نصيبش شد كه مي دانست گنداب، هميشه رو به سرازيري دارد. موش صحرايي ما،رمي، هم با همين تفكر در رودخانه خود را مي شويد و پاك مي شود. در حالي كه نگاهش به معروف ترين رستوران فرانسه است و اين رستوراني است متعلق به آگوست گوستو، نويسنده كتاب پرفروش "همه مي توانند آشپزي كنند" (Anyone Can Cook). نكته قابل توجه اين است كه اين عنوان در فيلم بصورت انگليسي نمايش داده شده است نه فرانسوي. شايد به اين دليل كه انگليسي، زباني است كه همه با آن آشنا هستند. شايد عنوان كتاب را مي شد چنين نيز در نظر گرفت: همه مي توانند بهتر از آنكه انگليسي حرف بزنند آشپزي كنند (Anyone Can Cook Better than the english).
رمي (با صداي پيتون اوزوالت) داراي ذائقه خوب و بيني حساس است و به همين دليل هميشه او را خاص (مقدس يا از سوي ديگر وصله ناجور) به حساب مي آورند. حالا او در اطراف آشپزخانه گوستو پرسه مي زند. متاسفانه وقتي كه آنتون اگو (پيتر اتول)،منتقد غذايي هيولاصفت، نقد زيانبار خود را درباره آخرين غذاي رستوران گوستو منتشر مي كند، سرآشپز از شدت غم مي ميرد و مديريت آشپزخانه به دست اسكينر (يان هولم) كوتوله مي افتد. پست ترين شخص در آشپزخانه نيز، لينگويني (لو رومانو) برادرزاده گوستو است كه بايد استخدام شود و به ساده ترين كار كه شستن ظرف ها است گمارده مي شود.
لينگويني و رمي يكديگر را ملاقات مي كنند. به هر ترتيب، با هم ارتباط برقرار مي كنند و به يكديگر اعتماد مي كنند. هنگامي كه سوپ افتضاحي كه لينگويني پخته با چاشني هاي رمي خوشمزه مي شود، تيم آنها شكل مي گيرد. رمي در كلاه لينگويني پنهان مي شود و كنترل حركات لينگويني را با كشيدن و حركت دادن موهاي لينگويني (مثل يك فرمان) به دست مي گيرد. اين دو به كمك هم، پاريس را به حيرت وا مي دارند.
همه چيز با يك فرض مشكوك آغاز مي شود و به يك پيروزي در عالم انيميشن، كمدي، تخيل و البته انسانيت مي انجامد. دوست داشتني ترين خصلت رمي فروتني و كم رويي او ،حتي بعنوان يك موش صحرايي، است. او بدنش را به عنوان زباني بسيار رسا به كار مي گيرد. به نظرم بسياري از شخصيت هاي انيميشن بوسيله اشارات سمبلیک ساده با هم ارتباط برقرار مي كنند. اما رمي مجموعه اي از ژست هاي فرانسوي و معاني حركتي و فيزيكي را به كار مي گيرد. آيا مليت ديگري وجود دارد كه بيش از فرانسوي، با حركت انگشت و بالا بردن ابرو عبارتي به پيچيدگي "من هر كاري از دستم ساخته باشد براي شما انجام خواهم داد موسيو، اما همانگونه كه مي بينيد من فقط دو دست دارم و زمانه اي كه در آن زندگي مي كنيم اجازه انجام دادن چنين درخواست هاي تجملاتي را نمي دهد" را برساند.
"براد برد" و تهيه كننده اجرايي اش "جان لستر" آشكارا رهبري جهان انيميشن را در دست گرفته اند. "برد" همان كسي است كه قبلا The Incredibles را ساخته. اما آنچه كه كار او را متمايز مي كند انيميشن شگفت انگيز "غول آهني" (The Iron Giant) است كه در آن يك آدم آهني، به همان زيركي، نجابت و باورپذيري "رمي" است. نگاه "براد برد" به جزئيات مثال زدني است. تقريبا همه وسايل و ادويه جات و غذاها در آشپزخانه، ملموس و باور پذير است. اگر رمي ميزبان برنامه تلويزيوني به نام "هر موش صحرايي مي تواند آشپزي كند" (Any Rat Can Cook) باشد، من هرگز كانال تلويزيون را عوض نخواهم كرد.
مطمئنا "راتاتويي" يكي از بهترين فيلم هاي امسال است. هربار كه يك انيميشن به موفقيت مي رسد، باز به اين فكر مي افتيد كه انيميشن ها فقط براي كودكان نيست بلكه براي همه اعضاي خانواده است. حتي گاهي بزرگ ترها، خودشان به ديدن آن مي روند. نه بچه ها.

۲ نظر:

علی گفت...

: )

نیگن گفت...

آره ایمیشن خیلی خوبی بود
واقعا با دو خط آخر موافقم :)