۱۳۸۶ تیر ۳۰, شنبه

من و مهرجویی

در اين قحطي فيلم خوب، ديدن فيلمي ديگر از مهرجويي غنيمت است. فيلم هاي مهرجويي هميشه برايم يك اتفاق مهم تلقي مي شوند. اتفاقي كه من را به عوالم ديگر مي برد.
يادم است درخت گلابي را براي اولين بار در جشنواره ديدم. در سينما آفريقا. با اينكه تقريبا اول صف بودم اما به سختي بليت گيرم آمد. اوضاع صف هاي جشنواره را كه حتما مي دانيد. سي چهل تا بليت مي فروشند كه بايد له و لورده و زير مشت و باطوم پليس، يكي شان را به چنگ بياوري.
خلاصه بليت گرفتم. اما فيلم شروع شده بود و تيتراژ آن را از دست دادم. رديف جلوي سينما هم نشسته بودم و سرم تمام طول مدت فيلم بالا بود. درخت گلابي را براي اولين بار اينطور ديدم. آن روز تنها اكران فيلم بود كه بدون سانسور نمايش داده شد. دو روز بعد باز هم براي ديدن اين فيلم رفتم سينما عصر جديد و زير باران در صف جشنواره ايستادم تا فيلم را در ساعت 10:30 شب ببينم. اين بار فيلم را از ب بسم الله اش ديدم و لذتم كامل شد. و بعد از آن بار ها و بارها درخت گلابي را ديدم. هنوز كه هنوز است تصاوير، ديالوگها، موسيقي و لحظه لحظه هاي فيلم در من جريان دارد.
اين تاثيري است كه فيلم هاي مهرجويي اغلب روي من گذاشته اند و در خاطرم ماندني شده اند.
يكي ديگر از بهترين فيلم هاي او كه كمتري درباره اش صحبت شده و كمتر ديده شده، "دختر دايي گمشده" است. فيلم كوتاهي كه تحت عنوان مجموعه قصه هاي كيش ساخته شد. اين يك فيلم سورئال بازيگوشانه از مهرجويي است. كل فيلم مثل يك خواب مي ماند. يادم است بعد از ديدن فيلم (در جشنواره) حس پرواز داشتم و شعف عجيبي را در زير پوستم حس مي كردم.
با بانو حالي ديگر را تجربه كردم. يادم است بعد از ديدن بانو وقتي از سالن بيرون آمدم، آدم ها را به چشم ديگري مي ديدم. تا مدتي نسبت به آدمهاي دور و بر، تلخ و بدبين شده بودم.
ليلا اما حكايتش ديگر است. شايد بهترين و بي نقص ترين فيلم تاريخ سينماي ايران، ليلا باشد. همه چيز اين فيلم در حد كمال است. بهترين كارگرداني، بهترين فيلمبرداري، بهترين بازي ها و خاطره انگيز ترين سكانس ها. يادم است بعد از ديدن اين فيلم بود كه به عليرضا افتخاري علاقمند شدم. هرچند علاقه ام ديري نپاييد و محدود شد به همان نيلوفرانه و يكي دو آلبوم ديگر افتخاري و بس.
ميكس، سارا، پري، اجاره نشين ها، هامون، گاو، دايره مينا و.... هر كدام مي توانند موضوع چندين كتاب باشند.

۱ نظر:

ali گفت...

راستش برای من لیلا چیز دیگری است. زیاد دیده ام فیلم را
یادم می آید اولین بار سینما، با خانمم رفتیم لیلا را دیدیم، (اون زمان هنوز جدی ، خانم ما نشده بود البته!) قبلش یک 4 ، 5 باری تنها دیده بودم فیلم را.
بعد ها هم باز یکبار برایش فیلم را خریدم
یکی از فیلم های محبوب من است در سینمای ایران
فیلم های دیگر مهرجویی را هم دوست دارم اما نه مثل لیلا